در سال 42 پس از طرح اصلاحات شاه تحت عنوان انقلاب سفید حق رای زنان مطرح می گردد و
( در اواخر آن سال رسمیت می یابد ) اما اکثر قریب به اتفاق روحانیان از موضع سنتی به مخالفت
بر می خیزند . عده ای از باسواد ترین و روشنترین افراد روحانی در کتابی تحت عنوان زن و انتخابات
با مقدمه ای از " دانشمند مکارم شیرازی" به بررسی علمی تفاوت های مرد و زن می پردازند .
( مشتمل بر فرق در قامت وزن استخوان عضلات حواس پنجگانه جهاز تنفس قلب مغز
" مغز زن سبکتر از مغز مرد است " جمجمه ریه پوست چشم سر پیشانی جهاز حضم
نبض خون " خون زن کم رنگ تر و سبک تر است " ) و با تحلیل زن از نظر دانشمندان
پسیکولوژی و سوسیولوژی به این نتیجه می رسند که " زن باید زن باشد " و از نظر دینی حق
انتخاب کردن و انتخاب شدن از سوی زن را مخالف اسلام معرفی کرده و بر عدم ولایت عامه زنان
و عدم حق قضاوت و تقنین از سوی زنان و تحریم همنشینی های غلط مردان و زنان که لازمه
انتخابات است و ... استناد می نمایند . و حتی بیعت زنان با پیامبر را چنین تفسیر می کنند که بیعت
زنها با پیامبر چیزی غیر از این نبوده که آنها با پیغمبر عهد و پیمان می بستند تا از قوانین و
دستوراتی که پیامبر برای مسلمین میدهند اطاعت و پیروی کنند .
و در نهایت آثار شرکت زنان در انتخابات و آثار سو آزادی زنان را شیوع انحرافات جنسی
بیماریهای روحی افزایش مصرف مواد مخدر و الکل انتحار و خودکشی زنان محرومیت فرزند
از مهر مادری بر هم خوردن نظم امور اجتماعی فرزندان غیر مشروع بی علاقگی جوانان نسبت
به ازدواج افزایش آمار جنایات و افزایش طلاق . بعد از انقلاب نویسندگان این کتاب تغیییر عقیده
می دهند و تمام نظریات خود را کنار می نهند . اما آیا از سال 42 تا 86 به دلیل رای زنان
تغییری صورت گرفته ؟؟؟
+
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 13:35 توسط امینه
|