مدتی بود دست از نوشتن بر داشته بودم
تمام این مدت داشتم به وضعیت جامعه نگاه می کردم
و این سوال مطرح شد : چرا ما جهانی نمی شیم !!!
چرا دست از پوچ گرایی بر نمی داریم ؟
اشکال از خود ماست اگر پیشرفت نمی کنیم باید ریشه تمام این مشکلات را اول در خودمان پیدا کنیم
نه این که دیگران را مقصر بدانیم .
صحبت از حقوق فردي و اجتماعي به تناسب
زمانه يکي از مباحث داغ محافل مطبوعاتي است :حق انتخاب . حق ازدواج . حق آزادي بيان . حق تشکيل
احزاب و صدها حق ديگر . اما حقي است به نام حق زندگي
کردن يا حق نفس کشيدن که صحبتي از آن به ميان نمي آيد
شايد به خاطر قرار گرفتن اين حق در محدوده ی بديهيات
هيچ کس صحبت کردن در اين باره را لازم نمي داند
.ولي اتفاقآ در اين شرايط حاکم بر اقتصاد کشور لزوم طرح
چنين بحثي کاملآ آشکار است
.اينکه ما ملت ايران حاضريم براي جلو بردن اقتصاد
کشورمان متحمل سختيها و رنجهايي نه چندان کم شويم
درست است اما سنگيني اين بار بايد باريکناي تنفس ما را
قطع کند ؟ و به اصطلاح حق نفس کشيدن را از ما سلب کند ؟
حتمآ آقايان محترم تصميم گيرنده در راس هرم قدرت مي دانند
که مملکت ما تک قشري نيست و لزومآ از قشرهاي مختلف
متشکل است . يکي از قشرها قشر حقوق بگيران هستند
که امروز به قشر له شده زير چرخ های اقتصاد تبديل شده
و به تدريج از صفحه تاريخ معاصر محو مي شوند . اين قشر
له شده که تمام فکر و ذکر خود را صرف نحوه قناعت در مصرف مي کند
تا شايد راس برج را به انتها آورده و تا حدي آبروي خود را حفظ کند
.با وضع به وجود آمده « تورم غير منطقي » بايد در طريق
قناعت مرتبه ديگري را صعود کرده و اين بار
تعداد وعده هاي غذاي مصرفي روزانه را به يک يا
دو نوبت بهنسبت حقوق دريافتي تقليل دهند . همچنين بايد زمان تهيه لباس را
از سالي يک بار به چند سال يک بار افزايش دهند
.این بهترین و تنها شیوه حفظ حق تنفس برای طبقه یاد شده می باشد .
این بیان تلخ و رنج آور است و به عبارت دیگر فریاد مظلومانه ی طبقه ای است که از
ابتدایی ترین امکانات تنفس برخوردار نیست و چنان در
نشیب تند فقر گرفتار آمده که فریادش در هیچ کجا قابل شنیدن نیست.
وقتی کار بر روی چیزی را آغاز می کنید همواره جریان مخالفی در برابر شما وجود خواهد داشت.
اگر بتوانید از دشواری های نخستین عبور کنید آن جریان تقویت خواهد شد .
باید از این امر بهره بگیرید. میل به جلب رضایت تمام مردم دنیا باعث پیشرفت نمی شود.
تنها میان حالان در این امر موفق می شوند و حتا همین هم مشروط به قربانی های شخصی
بسیار است . و نیز نفرت یا بیزاری از کسی که شما را دوست ندارد شما را پیش خواهد برد .
مطمئن باشید که این نیز بخشی از کار است . از انرژی جریان مخالف برای پرورش اراده خود
استفاده کنید تا در آن کاری که می کنید عمیق تر و جدی تر باشید آنرا بپذیرد .
و در راه مبارزه امروز بعضی افراد سودجو به این رمز پی برده و بر طرف داران پوشالی خود
افزوده اند . این افراد از فضیلت اخلاقی که اولین مشخصه یک مبارز است دور شده اند و جاه طلبی
در قلوبشان رخنه کرده و بخل و حسد را به یکدیگر سرایت می دهند .
مبارزه لاشه مرده است و نیروی آن دیگر چیزی جز قدرت چند نفر بی شخصیت و اختلال
و بی قاعدگی نیست .
وظیفه ما این است که نهادهایی ایجاد کنیم و نوعی خلقیات سیاسی در مردم به وجود آوریم که
قادر به مشارکت موثر در تنفیذ قدرت سیاسی تمام کسانی که از راه کار کردن در فعالیت اجتماعی
سهم دارند بسازد .
این وظیفه که در عین حال نظری و عملی و البته دشوار است . اما برای اشاعه دموکراسی هیچ وقت
راه حل آسانی نبوده است .
طغیان جنون با من
می آیم و می آیم ... طغیان جنون با من
اشکی نه و می جوشد صد چشمه خون با من
شنگرفی و زنگاری صد نقش عجب دارد
بگشوده دهن اینک آن زخم درون با من
آن مار به جان خفته هر دم زندم نیشی
پرسد ز چه چندین گوید چه و چون با من
ای خشکی خا موشی ! بشکن به سرم بشکن
کان بار نهفتن ها سخت است و فزون با من
آن من به سیا هی شد پامال تباهی شد
تا این من بی مایه شد راهنمون با من
این من که مرا فرسود حیلت گر و عاقل بود
راهم به خطا فرمود این دیو فسون با من
اکنون که من و رستن ها از خویش گسستن ها
سر شار و همایون باد تصمیم کنون با من
بی رنج نکوهش ها ... ای لیلی خواهش ها
می آیم و می آیم ... طغیان جنون با من
امروز دیگه خونم به جوش آمده امروز می خوام به همه کسانی که فعا لیت سیاسی
انجام می دهند بگم هیچ کسی از بین شما نیست که بدونه دموکراسی یعنی چی !!!
شما از مبارزه فقط به هم پریدن یاد گرفتین
فقط یاد گرفتین از هم بد بگین کار همدیگر رو خراب کنین یاد گرفتین توهین کنین ولی مگه دموکراسی
نمی گه آزادی بیان آزادی عقیده آزادی عمل شما رعایت کردین ؟؟؟ می تونم با اطمینان بگم نه
مگه نمی گین اتحاد پس کو ؟؟؟ چرا از این اتحاد شما بوی خون و باروت بلند می شه ؟؟؟
این اتحاد که می گین چه رنگی چه جوری ؟؟؟
این جوری می خواهین مملکت رو آزاد کنین آره !!!
این چند روز وبلاگ همه رو خوندم همه سعی دارین همه دیگرو نقض کنین عادت کردین نظر بدین اما با
فحاشی کردن به هم با سکه یه پول کردن هم نوع خودتون . چپی و راستی یعنی چی ؟ چرا هم دیگرو
محکوم به کاره نکرده می کنین ؟ چرا گناه ندیده هم دیگرو جار می زنین ؟
اگه هدف همه یکی هست چرا علیه هم شمشیر می کشین . آره تا شما به درگیری خودتون می رسین
این نظام به اصطلاح جمهوری اسلامی هم کاره خودشو می کنه به ریش نداشته شما هم می خنده
چنانکه دیدیم قدرت اجتماعی زمانی روی ماسنگینی خواهد کرد
که با عواطف و انفعالات ما مغایرت پیدا کند . معارضه بین قدرت ها
از یک طرف و ظایف ما از طرف دیگر ناشی از تنوع گروه هایی
است که به آنها وابسته هستیم .
در این موقع است که مسئله حق در عرف این قدرت های
اجتمایی
که با یکدیگر ضدیت می کنند و یکدیگر را محدود مینمایند و یا
مطابق نظام خاصی برای خود سلسله مراتب می سازند مطرح
می گردد . مسئله این است که میان دو خواسته متضاد کدام یک
باید فائق گردد . محلی که اخلاق و سیاست و حقوق با یک دیگر
تلاقی می کندد و در هم میامیزند همین جاست .
منظور از قدرت اجتماعی ( کنترل اجتماعی Scoial Contorol )
است . و تعبیر ( تنظیم اجتماعی ) نیز پیشنهاد شده است .
عزیزان من ما باید زندگی را آنچنان بیاراییم که زندگی ما زندگی آن
کسانی را که هنوز به میدان نیامده اند تحت تاثیر خود قرار دهد .
و حرکت ما آنان را نیز به حرکت وادارد .
ما باید چنان با صلابت به حرکت اجتماعی خویش ادامه دهیم که
دیگران به جمع ما بپیوندند . ![]()