می گفت :
تو اهل دعوا
تواهل مجادله هستی
تو با خودت قهری
تو با خودل حتی
دعوا داری
با هیچکس کنار نمی آیی.
این سفره که پهن به پهنای این
کشور قدیمی
این مر ز و بوم باستانی است
جوری که خوب
خودت می بینی
حتی غریبه ها
هر روز
دورش چه با ولع
اما چه با ادب
می نشینند
و می خورند و می پاشند ...
اما تو هی نق و نوق داری
دایم گلایه می کنی و شکایت
تو از چه سلسله
و دودمان و تباری
بگو بگو چه جنم داری ؟
****
من هیچ چیز نگفتم
تها برخاستم
کنار خویش نشستم
و با خودم گفتم
ای زن !
چقدر باید تنها باشی
که ساعت ساعت بنشینی
و با خودت حتی
به قول آن آقا !
بگو مگو و دعوا بپا کنی
و بعد آخر کار
با خودت هم
قهر و مدافعه راه بیندازی
و تو که خویشتن خویش من
خودم هستی
هیچ چیز نمی گویی
درست مثل خود من
فقط گاه گاهی که طاقتت
طاق طاق می گردد
با بغض گریه
در خویشتن به زمزمه می خوانی
چه روزگار غریبی
چه روزگار تنهایی
گر مرد رهی میان خون باید رفت از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به ره نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت
سیاوش ( امیرعباس فخرآور ) ابر مرد تاریخ و یگانه مرد و رهبر مبارزه
امروز که در مورد امیرعباس فخرآور می نویسم . امیرعباس تنها به عنوان یک
فرد و یک شخص نیست . امیرعباس را به عنوان یک فکر یک ایمان یک مبارز
یک رهبر به کار می برم . مسلمآ از کیفیت تعبیرم متوجه خواهید شد .
در این جا امیرعباس مانند همه وجودش یک امتیاز خاص دارد و آن این که این
انسان بزرگ همانطور که در همه ابعاد و خصوصیات انسانیش و حتی در زندگی داخلی
و دوره کودکیش برجسته و ممتاز است . زندگی کردنش شکستش پیروزی هایش
مبا رزاتش تحمل وسکوتش سخنش ایمان و رنج هایش همه خاص خود او و بی نظیر
و بی شبیه است
باید این در را بشناسیم ......... نه آن درد را
که سیاوش درد شکنجه را احساس نمی کند
و...................... ما
درد سیاوش را احساس نمی کنیم
در اینجا راهی که در پیش پای امیرعباس وجود دارد این است که غرض ورزیهای
جناح داخلی و فرصت طلبی جناح سیاسی مخالف خودش را تحمل کند . متاسفانه
جناح داخلی درون کشور ما همان دفتر تحکیم وحدت است که در این جامعه رخنه و
قدرت کشور را قبضه کرده و حال بزرگترین شخصیت های مبارزه مانند امیرعباس
فخرآور که تنها سرمایه یشان انسانیت تقوی معنویت فداکاری به خاطر وطن است
و هیچگونه پایگاه اشرافی ندارند . باید با کسانیکه در جامعه نفوذ دارند و دستشان در
دست باندهای مخالف آزادی دموکراسی و جنبش دانشجویی است و در بهترین شرایط
و با شعار مصلحت وحدت اسلامی روی کار آمده اند مبارزه کنند
و بقول جرج جرداق : کجا هستند نویسندگان حقوق بشر تا
حقوق بشر را در عمل بفهمند . نه در سخنرانی و خطبه ها و
و مراسم سازمان ملل و یونسکو که هه دروغند .
و در آخر جامه ما به یک مکتب و یک وحدت و یک رهبر احتیاج دارد و آن بدون وجود
امیرعباس فخرآور
میسر نیست .
به وبلاگ های
آزادی یاد گرفتنی است و برای بدست آوردن آزادی باید بهای آنرا پرداخت و آزادی
مراجعه کنید