تبليغاتX
تسخیر ناپذیران
THe Peace Proposal

مدتی بود دست از نوشتن بر داشته بودم


تمام این مدت داشتم به وضعیت جامعه نگاه می کردم


و این سوال مطرح شد : چرا ما جهانی نمی شیم !!!


چرا دست از پوچ گرایی بر نمی داریم ؟


اشکال از خود ماست اگر پیشرفت نمی کنیم باید ریشه تمام این مشکلات را اول در خودمان پیدا کنیم


نه این که دیگران را مقصر بدانیم . 


+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 15:44  توسط امینه   | 
 

امروز ۶ مرداد  تولدم هست

یک سالی که هم خوبی داشت هم بدی

هنوزم دنیا با مشکلاتش درگیره نمی دونم مشکلات دنیا کی حل می شه من که می خواستم

یک روز دنیا رو عوض کنم حالا نمی دونم چطور مشکلات خودم رو حل کنم .

خیلی وقت بود دیگه نمی نوشتم ولی امروز یه تلنگری شد واسه دوباره نوشتن

خیلی ها این مدت از دستم راحت بودن ولی  باز امدم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 0:0  توسط امینه   | 

این مطلب رو با اندوه بسیار می نویسم

از حدود ساعت 21:30 صدای آژیر آمبولانس ها شیراز را فرا گرفت

یک بمب در
حسینیه رهپویان واقع در خیابان شهید آقایی منفجر شد

اندوه و غم شهر مرا فرا گرفته . هنوز از تعداد کشته شدگان و مجروحان خبری نیست

دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست

شکسته باد کسی کاین چنینمان می خواست


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 23:30  توسط امینه   | 
 
1 ) مخالفت با تمرکز قدرت ، احترام به تفکیک قوا

2 ) احترام به آزادی عقیده و بیان

3 ) مخالفت با کیش شخصیت ، ابراز تنفر از بت سازی

4 ) قانون گرایی


(( هر کس باید خط مشی و دارای مسلک باشد و شخصیت داشته باشد ، نه این که مطیع یک

چوب و چماغ باشد .
))


(( در هر مملکتی که اقلیت آزاد نباشد در مجلس صحبت بکنند آن مملکت به هیچ وجه

ترقی نمی کند . اقلیت باید حرف های خود را بزند و مردم قضاوت کنند .
))


(( به صدایی رسا که تا پایان حیات و بلکه بعد از مرگ من نیز اثر خود را در ضمیر

وطن پرستان باقی می گذارد اعلام می کنم که به لعنت
خدا و نفرین رسول گرفتار شود هرکس

که بدان هرکس نه بدان { مجسمه سازی } سزاوار می باشد و حقآ سزاوار خوش باش

نیست .
))


سال نویی دیگر و باز

ساقیا آمدن عید مبارک بادت ...







+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 14:43  توسط امینه   | 

در سال 42 پس از طرح اصلاحات شاه تحت عنوان انقلاب سفید حق رای زنان مطرح می گردد و

( در اواخر آن سال رسمیت می یابد ) اما اکثر قریب به اتفاق روحانیان از موضع سنتی به مخالفت

بر می خیزند . عده ای از باسواد ترین و روشنترین افراد روحانی در کتابی تحت عنوان زن و انتخابات

با مقدمه ای از " دانشمند مکارم شیرازی" به بررسی علمی تفاوت های مرد و زن می پردازند .

( مشتمل بر فرق در قامت وزن استخوان عضلات حواس پنجگانه جهاز تنفس قلب مغز

" مغز زن سبکتر از مغز مرد است " جمجمه ریه پوست چشم سر پیشانی جهاز حضم

نبض خون " خون زن کم رنگ تر و سبک تر است " ) و با تحلیل زن از نظر دانشمندان

پسیکولوژی و سوسیولوژی به این نتیجه می رسند که " زن باید زن باشد " و از نظر دینی حق

انتخاب کردن و انتخاب شدن از سوی زن را مخالف اسلام معرفی کرده و بر عدم ولایت عامه زنان

و عدم حق قضاوت و تقنین از سوی زنان و تحریم همنشینی های غلط مردان و زنان که لازمه

انتخابات است و ... استناد می نمایند . و حتی بیعت زنان با پیامبر را چنین تفسیر می کنند که بیعت

زنها با پیامبر چیزی غیر از این نبوده که آنها با پیغمبر عهد و پیمان می بستند تا از قوانین و

دستوراتی که پیامبر برای مسلمین میدهند اطاعت و پیروی کنند .

و در نهایت آثار شرکت زنان در انتخابات و آثار سو آزادی زنان را شیوع انحرافات جنسی

بیماریهای روحی افزایش مصرف مواد مخدر و الکل انتحار و خودکشی زنان محرومیت فرزند

از مهر مادری بر هم خوردن نظم امور اجتماعی فرزندان غیر مشروع بی علاقگی جوانان نسبت

به ازدواج افزایش آمار جنایات و افزایش طلاق . بعد از انقلاب نویسندگان این کتاب تغیییر عقیده

می دهند و تمام نظریات خود را کنار می نهند . اما آیا از سال 42 تا 86 به دلیل رای زنان

تغییری صورت گرفته ؟؟؟



+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 13:35  توسط امینه   | 

زنان و دستاوردهای آنان از انقلاب


انقلاب 57 به یاری و مدد همه قشر های اجتماعی از جمله زنان به پیروزی رسید .

اما این بار نیز دستاورد های زنان از این تحول بسان انقلاب مشروطه بسیار کمتر از سهم توانایی و حقوقشان به عنوان نیمی از پیکره انسانی جامعه ایران می باشد .
به گونه ای که می توان گفت حاکمیت در این عرصه کملآ سیر قهقرایی داشته است .

زنان در گذشته از حقوقی بر خوردار بودند که بخشی از آنها را پس از انقلاب از دست دادند . تفکر سنتی با نفی دستاوردهای گذشته بر آن شد تا به حذف زنان از تمامی گستره های اجتماعی
بپردازد . در واقع این تفکر می خواست دامنه حضور او را که به خاطر تفکر نو اندیشی دینی و همچنین انقلاب و رشد پدیده شهر نشینی و تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی
گسترده شده بود در چهار چوب و ظایف مادر همسری محدود سازد

اما به تدریج واقعیت ها حضور آنان را در معادلات و مناسبات غیر قابل انکار کرد . انقلاب و دو دهه تحولات بعد ازآن ظرفیت بالقوه زنان را در نقش آنان به عنوان نیرویی تعیین کننده از سوی
همه گرایش ها و حتی تمامیت خواهان مورد توجه و لذا محاسبه و برنامه ریزی قرار گرفت .
اکنون عرصه ای متناقض میان این حضور عینی فرایند و رو به رشد با آن ذهنیت ستنی بسته و محدودکننده ( رو به افول )

وجود دارد . این را در تصویب قوانین اجتماعی حقوق برخاسته از تفکر سنتی عقب مانده می توان ملاحظه کرد که در صورت عدم توجه جدی به آن می توان نتایج و پیامد های فاجعه باری برای جامعه ما و بویژه زنان به ارمغان آورد . زیرا سیر تحولات جبری جهان در تعامل سنت و نو به سوی غلبه نو بر کهنه پیش می رود . ایجاد مانع توسط سنت مذهبی هم می توان روند تحولات را کند تر کند و هم وا کنش هایی در قبال اجحافات و نابرابری های تحمیلی پدید آورد .
زیرا نیاز های ساختاری و اجتماعی جامعه امروز ایران حضور زنان در جامعه و افزایش مسولیت های آنان را در عرصه های مختلف تولیدی اقتصادی فرهنگی اجتماعی و سیاسی بیش از
پیش می طلبد . این احساس نیاز در تعارض با قوانین مدنی و حقوقی حضور زنان صورت خطرناک به خود گرفته است
در این میان گرایشهایی مترقی جامعه به خصوص نواندیشی دینی ظایف سنگینی بر عهده دارند . آنها باید به نقد عقلانی سنت و راه حل عینی و جزیی در راستای نظریه کلان خود مشکلات زنان را کاهش دهند و در گردباد تهاجمات فرهنگ مدرنیسم غربی مدافع هویت بومی باشند و همه آنان را به سبک آگاهی های متنوع دعوت نمایند .

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 19:9  توسط امینه   | 

امروز  تنها  یک  رنگ  است
تنها  یک  ترانه
یک  روزنامه
تنها  یک  رنگ

هنگامی  که  خنده ی  مردمم
به  گریه  بدل  می شود
هنگامی  که  صدای  ترانه  خوان  مردمم
به  فریاد  درد  بدل  می شود
اینک  چشم  اندازی  رنگارنگ
پوستری  چونان   گدازه ای  از آتشفشان  زنده  بیرون  می جهد :
ما  غذا  می خواهیم  لباس  حق  زیستن !!!


این  سرزمین  از  آن  من  است
این  خاک  از  آن  من  است  و  تمامی  گرد  و  غبارش
با  خون  من  در  آمیخته  است .

مردم  این  سرزمین   زیبا
آنچه   را   که   دارند  به  خاطر  می سپارند
پیروزی  و شکست  در  جنگ  همپا  هستند  :
دلیلی  برای از دست  دادن  امید  نداریم


 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 14:57  توسط امینه   | 
 

خود کرده را تدبیر نیست

امروز دولت ایران به چوپان دروغگو می ماند که دیگر کسی حاضر به شینیدن حرف هایش نیست .

چرا ملتی که همیشه سر فراز بود امروز به این درجه خواری و پستی رسیده که در دهکده جهانی جایی

ندارد . چرا دولت کاری کرده که ما برای به دست آوردن حق قانونی خود محکوم به انزوا و تحریم

هستیم . امروزه ما تبدیل به کشوری شده ایم که با وجود نخبه ها و مخترعان بسیار هنوز در حال

در جا زدن هستیم . چرا کسی از این دانشمندان جوان حمایتی نمی کند . چرا به جای این که کشور

ما در مراتب علمی و فرهنگی در رتبه بالا باشد همیشه در نقض حقوق بشر رعایت نکردن آزادی

مطبوعات و اعدام و ... رتبه اول را کسب می کند . چرا مبارزان ما یکی یکی صحنه را خالی

می کنند و یا زیر پرچم دولت های بیگانه می روند .

ترقی اندر این کشور محال است که در این مملکت قحط الرجال است

خرابی از جنوب و از شمال است بر این مخلوق آزادی وبال است

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 15:22  توسط امینه   | 
  

                 بر سر تربتشان گر گذری همت کن !

 

پیکر زخم خورده آن دو سردار را به خاک سرد آذر ماه سپردیم . باشد که عشق

شما به آنان گرما بخش هستی جاویدشان باشد .

سپاس بی کرانمان نثار یکایک دستهایتان اشکهایتان و فریادهایتان  باد  .

زنده دارید راه پروانه و داریوش فروهر را که هستی شان و مرگشان برای شما بود .

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 19:22  توسط امینه   | 
 

 

                 

       

                             

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 18:54  توسط امینه   |